يكسان بودن شرايطردر زمان تكميل
معايب پرسشنامه
عدم قابليت استفاده براي بي سوادان
درك نكردن مفهوم سوال
امکان ارائه تصوير كاذب توسط فرد از خود
كاهش درصد پاسخ هاي رسيده در پرسشنامه پستی
در هنگام نوشتن پرسشنامه بايد دقت نمود تا ابتدا از پرسش هاي زمينه اي استفاده گرد و سپس به پرسش هائي كه در زمينه موضوع طراحي شده اند ، رسيد.
خصوصيات يك پرسش
اعتبار صوري : بدين مهنا كه صوال قادر به اندازه كيري موضوع مورد پرسش باشد.به تعبير ديگر مقياس اندازه گيري متغيرتحت مطالعه باشد.
انتظار دادن پاسخ : بايد سوال طوي طرح شود كه انتظار داشته باشيم پاسخگو ،جواب آنرا داند.
روشن و صريح :سوال بايد بدون ابهام باشد و تنها به يك مطلب اساره كند.
بي آزار :به مسائل خصوصي افراد وارد نشود مگر با اجازه قبلي خود آنها.
منصفانه: دلالت بر معنا و مفهوم خاصي ننماير و آزمدني را به موضع خاص نكشاند.
سنجش سوالات پرسشنامه از طريق طيفبندي
براي سنجش عيني و دقيق متغيرهاي كيفي بايد از ابزاري دقيقتر و حساستر استفاده نمود پس براي سنجش كيفيت يكي از راههاي آن بصورت كمي آوردن آن ميباشد كه بصورت واحدهاي قابل شمارش در آيد پس براي سنجش پديدهها و مفاهيم كيفي اجتماعي مقياسها يا طيفهاي (scales) متعددي وجود دارد.
مقايسه زوجي و مقايسه زوجي ناقص
در صورت زياد بودن تقسيم وابسته يكي از قديميترين شيوههاي سنجش ميباشد.
دراين نوع سنجش كه اغلب براي قضاوت و نگرش در مورد افرادها به كار ميرود مثال قضاوت براي 3 استاد.
بدين ترتيب است كه موردها را دوبه دو با هم مقايسه نموده و بعد از هم ارجعيت قائل بشويم
مثلا A.B.C A.B A.C B.C
اين شيوه در آغاز اوائل قرن 19 بوسيله فشنر در آزمايشات فيزيك رواني درباره قدرت شنوائي افراد بكار رفته براي بررسي دو صداي متفاوت بعد لوئيز تورستن اين روش به طور گسترده در روانشناسي مورد استفاده دارد.
روش سنجش آن شمردن تعداد دفعات ارجحيت
A= B= C=
سنجش در مقياس اسمي خواهد بود ولي او امروز در سطح فاصلهاي ميباشد.
طيف بوگاردوس:
هدف از طيف بوگاردوس سنجش ميزان فاصله اجتماعي گروهها مي باشد
و كاربرد اين طيف در مواقعي است كه مثلا دو گروه مختلف با دو فرهنگ و زبان متفاوت در كنار هم زندگي مي كنند و يا در مواقعي كه مردمي از مليتهاي گوناگون و با فاصله جغرافيائي در جريان روابطي متقابل قرار ميگيرند (مثلا در سنجش نگرش به شغل/طبقه اجتماعي /گروههاي مذهبي ) اين طيف بكار مي رود اين طيف در يك مقياس تر تيبي (تمايل كامل /تمايل متوسط/تا حدودي /عدم تمايل ) ميزان تمايل يك گروه را نسبت به ساير گروهها مي سنجد
بوگاردوس براي هر يك از هفت نقطه روي طيف يك جمله اظهاري يا گويه در نظر گرفت.فرض بر اين است كه اگر كسي با گويه اول موافق باشد با گويه هاي ديگر نيز موافق است بوگاردوس در تحقيق خود هفت گويه را در نظر گرفته بود(ازدواج-دوست صميمي-همسايه-همكار –هموطن-ميهمان –اخراج)
اين طيف گوششي بود كه كيفيت ها را دقيقتر سنجيده و در سطح تر تيبي مورد سنجش قرار داردو نيز براي ترتيب ارجحيت مي توان از مقايسه زوجي استفاده نمود
و از معايب اين طيف مي توان به قصور محقق در تدوين گويه ها –كم بودنگويه ها و فواصل نامتساوي گويه ها اشاره نمود
طيف ليكرت:
هدف اين طيف اندازه گيري گرايش به يك موضوع بر اساس ارزشهاي جامعه مي باشد و كاربرد اين طيف نيز در جهت بررسي گرايشها نسبت به مسئله سياسي –اجتماعي و اقتصادي مي باشد كه در سطح ترتيبي نيز مورد سنجش قرار دارد
گويه ها در اين طيف حداقل 15 تا 30گويه و بيشتر تدوين مي شود
در تدوين گويه ها بايد سعي شود از گويه هاي بي تفاوت ،بي ربط و ابهام اور جلو گيري شود تعداد گويه ها ئي كه گرايش مخالف و موافق دارند بايد تقريبا به يك اندازه باشدو نيز طيفي كه به پاسخگو داده مي شود معمولا از 5 قسمت تشكيل شده است (كاملا موافقم- موافقم –تاحدودي –مخالفم –كاملا مخالفم)كه براساس هدف و روش تحقيق مي توان كلمات گويه ها را عوض نمود
و تدوين گويه ها بايد دقت شود تا گويه هاي بي تفاوت و بي ربط و ابهام آور حذف گردند گويه مستقيما پس از تحقيقات مقدماتي پخش مي شوند. پس بهتر است بعد از تدوين پرسشنامه مقدماتي pretestحداقل با 30 نمونه گرفته شود تا بعد از بررسي كمي (روايي)و كيفي (اعتبار)آن گويه هاي ابهام انگيز حذف گرددپ
طيف تورستن
ابتدا گويه ها را انتخاب كرده و بعد از داوراني خواسته مي شود تا گويه ها را در 11 طيف تقسيم نمايند
و ارزش طيف از مجموعه قضاوتها ي داوران براي هر يك از گويه ها بدست مي آيد
هدف از اين طيف اندازه گيري گرايش به يك موضوع براساس ارزشهاي جامعه توسط داوران مي باشد
اين طيف نسبت به مقايسه زوجي از حجم كار كمتر و نسبت به بوكادوس از دقت بيشتري بر خوردار است
براي بررسي اعتبار گويه ها بايد به روش كمي و كيفي گويه هاي ابهام بر انگيز را حذف كرد بدين ترتيب كه نمودار تجمعي آنرا كشيد ه و 50درصد را ميانه (چارك سوم)و 25درصد را چارك اول و 75 درصد را به عنوان چارك سوم مشخص نمود و عددهاي آنها را مشخص كرد
كه براي پيدا كردن گويه هاي مبهم مي توان از فرمول ضريب ابهام استفاده نمود كه عبارت است از :
پس كمترين Qها را انتخاب گده و بقيه را حذف مي كنيم
طيف گاتمن :
هدف از اين طيف تنظيم گويه ها بنحو كاملا تراكمي و انباشتي مي باشد
و اين طيف به عنوان طيف ميزان نگار در سطح اسمي (بلي /خير –موافقم /مخالفم) مي تواند گرايش به يك موضوع را براساس ارزشهاي جامعه مبتني بر آراي پاسخگويان نمرات گويه هاي تعيين شده را بسنجد
اگر پاسخگو بتمام گويه ها مثبت پاسخ دهد بالاترين نمره را مي گيرد
پس براي مشخص كردن ضريب بازنمائي مي توان از يك منهاي تعداد خطاها تقسيم بر تعداد پاسخگو ضربدر تعداد گويه ها استفاده كرد
طيف آزگود (برش قطبين هفت گويه)
هدف از اين طيف شناخت و اندازه گيري تمايز معنائي براساس معنا شناسي تفاوتي مي باشدو كاربرد ايت طيف نيز در تداعي معاني يك يا دو محرك بر مبناي صفات متضاد و ترسيم رابطه تصويري بين محرك و صفات متضاد مي باشد
و سنجش اين طيف نيز در سطح يك مقياس تر تيبي (7 درجه اي ) روشي است كه مبتني بر تداعي معاني كه طي آن روابط تصويري دو موضوع بر اساس صفات متضاد در سطح مقياس اسمي تر سيم مي گردد و ميزان تشايه به دو موضوع برا اساس نمرات بدست آمده از طريق ضريب همبستگي پيرسون r محاسبه مي شود و شيوه هاي اين طيف مي توان به 1- صفات دو قطبي 2- مقايسه زوجي 3- تحليل عبارت 4- تحليل معنائي اشاره نمود
منبع:
http://www.mkamali.com/research/index.htm
تحقيق چيست؟
تحقيق، از ريشه « حق » است. حق يعني آنچه كه درست و استوار و ثابت باشد. ريشه اصلي واژه حق، در تمام اشتقاقهايش مفهوم ثابت و مطابقت با واقع و استحكام را دارد.
احقاق و تحقيق يك امر، يعني چيزي را ثابت و استوار ساختن، درستي چيزي را به اثبات رساندن، «حق» بودن مطلبي را آشكار ساختن و به عبارتي: شناخت « هست » ها. تحقيق، يك تلاش فكري و علمي براي « يافتن » مطلب درست و حق، و « ارائه » و « اثبات » آن است.
طبيعي است كه در زمينههاي مختلف نظري و فكري و تاريخي و ادبي و علمي و ... حق بودن مطالب، به معناي مطابق با واقع بودن آنها در هر يك از زمينههاست و تحقيق، طبق اين مفهوم، در ابعاد مختلف ياد شده، مفهوم پيدا ميكند.
جست و جوي منظم و تلاشي كه بر مبناي علم و استدلال و شواهد و منابع، انجام ميگيرد تا نظريهاي اثبات گردد و نكتهاي كشف و بيان شود، « تحقيق » است. هر چيزي ميتواند براي انسان، موضوع تحقيق باشد، چه عقلي چه حسي، چه جزئي چه كلي، آنچه در حوزههاي و دانشگاهها به عنوان نگارش رساله تحقيقي و پايان نامه متداول است، نمونه روشني از يك تحقيق است و البته هر چه شيوه كار و معتبر بودن منابع و نوآوريهاي علمي و سليقه در تدوين بيشتر مراعات شده باشد، ارزش آن افزونتر خواهد بود.
تحقيق ميداني و كتابخانهاي
گاهي پژوهشي كه براي يافتن و اثبات چيزي انجام ميگيرد، در ميدان گسترده اجتماع و با كاوش نمونههاي عيني است و با تفحص و استقراء در محيط بيرون و روي افراد و اشياء و پديدههاي خارجي انجام ميگيرد. نام آن « تحقيق ميداني » است و محقق بايد بگردد و با ديدن و شنيدن، مطالب را كشف كند. معمولاً تهيه گزارش پيرامون وقايع يا موضوعات اجتماعي و علمي و مسايل حسي و تجربي و كاربردي، از اين راه انجام ميگيرد.
گاهي پژوهش در كتابها، اسناد، منابع و آراء و نظريات و در فضاي محدود كتابخانه شكل و انجام ميگيرد. نام اين نوع، « تحقيقات كتابخانهاي » است و از منابع مكتوب استفاده ميشود. اما نتيجه هر يك از دو شيوه ياد شده، به صورت مقاله يا كتاب، عرضه ميگردد و اصول نگارش بر محصول كار تحقيقي حاكم است.
فرق تحقيق و تأليف
تأليف از ريشه « الفت » و به معناي پيوندزدن، به هم آميختن، گردآوري مطالب متناسب با هم در يك مجموعه است و معمولاً نياز به تتّبع و كاوش و دقت و حوصله دارد. گرچه در عرف رايج، معمولاً تأليف و تحقيق را و مؤلف و محقق را به جاي هم به كار ميبرند، ولي ميان محقق و مؤلف تفاوت بسيار است.
مؤلف، صرف گردآورنده مطالبي از جاهاي مختلف و تنظيم كننده مطالبي است كه با تتبع و پژوهش به دست آورده است، اما محقق، از انديشهاي نقّاد و ديدگاهي عميق برخوردار است و « صاحب نظر » است و كارش تنها جمع آوري مطالب از منابع مختلف نيست ( كه اين كار از بسياري برميآيد ) بلكه انديشمندي است كه نظريهاي را با برهان و دليل، اثبات يا رد ميكند، يا مطلبي جديد كشف مينمايد، يا مطلب كشف شدهاي را تكميل ميكند، يا چيزي را كه به صورت نظريه بوده است به اثبات ميرساند. « نظريه پردازي » و اثبات آن نيز ذهني قوي و شيوهاي محققانه ميطلبد.
البته تتبع و كاوش، مقدمه تحقيق ميتواند قرار بگيرد و محقق، بر مبناي « يافتهها » ميتواند نظر بدهد.
روش تحقيق
منظور از روش در تحقيق، ارائه مهارتها و تجربههايي است كه دستيابي به هدف را آسانتر و عمليتر ميسازد و با صرف وقت كمتر، نتايج بيشتري به دست ميآيد. اين نكته، در كلّيه روشها مطرح است. يعني هر كاري بر مبناي «روش»هاي برگرفته از تجربهها و موفقيتها انجام پذيرد، تضمين بيشتري براي بهره دهي آن خواهد بود و افرادِ «داراي روش» موفقترند و مبتدياني كه با روش افراد موفق آشنا ميشوند، زودتر به نتيجه ميرسند.
وقتي « روش تحقيق » گفته ميشود، دو نوع مطالب و نكات، قابل طرح است:
1. آنچه به « تحقيق » به شكلي عام و كلي مربوط است.
2. آنچه به « تحقيق اسلامي » مربوط ميشود.
در بخش اول نكاتي مورد نظر است كه در هر كار تحقيقي و پژوهشي، در هر موضوعي به كار ميآيد و رعايت آنها لازم و مفيد است. چه ديني، چه غير ديني، چه اسلامي چه غير اسلامي، حتّي در تحقيقات جغرافيايي، آماري، اقتصادي، روانشناسي و تربيتي، طبيعي و باستان شناسي و ... كاربرد دارد. اين بخش نيز خود دو گونه است:
1. مطالبي مانند فيش برداري و ...
2. مطالبي كه اختصاص به هر يك از علوم دارد مانند روش تحقيق در رياضي يا جامعه شناسي يا ادبيات يا فقه كه هر كدام روش خاصّ به خود دارد. در اصطلاح به يكي روش و ديگري روشمندي گفته ميشود.
در بخش دوم، نكاتي مطرح است كه براي يك فرد محقق و پژوهشگر درباره مسائل اسلامي و معارف ديني و رهاوردهاي وحي، ضروري است.
تحقيق عام
نكات و مراحل مربوط به تحقيق در هر زمينهاي به صورت عام را ميتوان چنين برشمرد:
1. موضوع و سوژه تحقيقاتي
ابتداييترين كار، تعيين موضوع است، محقق بايد قبل از شروع كار تحقيقي، بداند كه در جست وجوي چيست و موضوع پژوهش و محدوده آن كدام است؟ و چه ابعادي دارد؟ مناسب است كه پژوهشگر، در انتخاب موضوع به نكات زير توجه كند:
ـ علاقه و اشتياق به موضوع
ـ ميزان توانايي خود در زمينه موضوع تحقيق
ـ سودمندي آن براي جامعه، مثمر ثمر بودن و رفع نياز
ـ قابل تحقيق بودن موضوع و ميزان منابع موجود و لوازم پژوهش، تا تحقيق او نيمه تمام نماند
ـ محدود بودن دامنه موضوع، به خصوص اگر محقق تازه كار است، تا از عهده جمع و جور كردن و به پايان رساندن آن برآيد و در نيمه راه رها نكند.
2. ريزتر كردن عناوين موضوع
هر موضوع كلي، قابل تقسيم به اجزا و محورهاي كوچكتر و مشخصتري است كه كار پژوهش را آسانتر ميكند. محوربندي يك موضوع، هم ذوق و ابتكار ميخواهد و هم معلومات عمومي و آگاهيهاي خاصّ آن موضوع. عناوين ريز يك موضوع، هرچه بيشتر افزايش يابد، به شناختهتر شدن ابعاد مختلف آن موضوع كمك ميكند.
3. طرح تحقيقاتي
منظور، داشتن برنامه و طرح، براي مرحله اجرايي يك تحقيق است؛ يعني هم مشخص ساختن كيفيت و سبك و محدوده كار و نقطه شروع و پايان، و هم منظور داشتن هدف و نتيجه. در ذهن بايد ترسيم شود كه ميخواهيم چه كنيم و با طي چه مراحلي به نتيجه گيري نزديك شويم.
4. آشنايي با كارهاي انجام شده
اين كار، هم جلوي دوباره كاري را ميگيرد، هم كار انسان را قويتر و همه جانبهتر ميسازد و هم محقق را از تجارب گذشتگان بهرهمند ميكند. البته در كارهاي تحقيقي ابتكاري كه سابقه نداشته، آشنايي با كارهاي مشابه و انجام شده قبلي معني ندارد. پس درباره هر موضوعي كه تحقيق ميشود، بايد از نمونههاي قبلي كار درباره آن با خبر بود؛ مثلاً آنكه درباره « قيام مختار » يا « نهضت مشروطيت » يا « ويژگيهاي زبان فارسي » و ... ميخواهد تحقيق كند، بايد كتب و مقالات و منابع مربوط به آن را كه ديگران نگاشتهاند ببيند.
5. مأخذ شناسي
درباره هر موضوعي، منابع مهم و مأخذ دست اول و جامعي وجود دارد كه از اطلاعات معتبر و قابل استناد برخوردار است. محقق بايد منبع شناس باشد و با كتابهاي مرجع آشنايي داشته باشد. چه منابع كهن و قديمي، و چه منابع جديد. بعضي از كتابها به عنوان منابع « رابط » و « هادي » مورد استفادهاند؛ يعني پژوهشگر را به منابع اصليتر متصل ميكنند، مثل فهرستها، نمايهها، كتابشناسيها و مقاله نامهها.
« كتاب مرجع » كتابهايي است با ساختاري منظم و فصل بندي و تدوين حساب شده كه در زمينههاي مختلف علمي، ادبي، تاريخي، اجتماعي و ... آگاهيهاي فوري و دقيق به ما ميدهد. كتابهايي از نوع: اطلاعات عمومي، دايره المعارفها، واژه نامهها، زندگينامهها، سالنامهها، فهرستها، نمايهها، راهنماها، منابع جغرافيايي، فهرست مقالات، كتابنامهها، كتابشناسيها و ... از كتابهاي مرجع محسوب ميشود.
مأخذ، هم به صورت كتاب و نوشتجات ميتواند باشد، هم منابع زنده، يعني محققان و صاحب نظران و آگاهاني كه در موضوعات مختلف، معلومات دقيق و ارزندهاي دارند، اينان هم از مأخذ ما در امر تحقيق ميتوانند به حساب آيند. « منابع غير كتابي » نيز مأخذ پژوهش به حساب ميآيد، همچون تصويرها، مواد ديداري و شنيداري، فيلمها، نوار ويدئو و اسلايد، نوار ضبط صوت، ميكرو فيلم و ... انسانهاي محقق و صاحب نظر نيز به نوعي منبع غيركتابي محسوب ميشوند.
به علاوه، محقق بايد ارزش و اعتبار منابع مختلف را هم مورد توجه قرار دهد و از دهها منبع مختلف پيرامون موضوع، بداند كه كداميك معتبرتر و كدام يك فاقد ارزش و اعتبار است. نويسنده فلان كتاب، چه فكري و روشي داشته و امثال اينگونه آگاهيها، كه به نتيجه گيري از مطالب يك كتاب منبع هم مربوط ميشود و روي آن تأثير ميگذارد.[1]
6. كشف مرتبطات
در مسائل تحقيق، اگر ذهن محقق بتواند موضوعات مختلفي را كه به هم مربوط ميشوند، بشناسد و رابطه آنها را با هم مورد توجه قرار دهد، در بازدهي تحقيق موفقتر خواهد بود؛ مثلاً كسي كه ميخواهد درباره « تخت سليمان » تحقيق كند، برخوردش با موضوعاتي همچون: انبيا و معجزه هم خواهد بود.
[1] . در زمينه شناخت منبع پيرامون موضوعات مختلف از جمله ر.ك: « راهنماي پژوهش »، جواد محدثي، كه كتاب شناسي منابع، معجمها، دايره المعارفها و كتابهاي راهنماست، ناشر: دفتر تبليغات اسلامي، قم.
روش تحقيق-2
و آنكه بخواهد در شرح حال سيد جمال اسدآبادي تحقيق كند، با نهضتهاي اسلامي قرن اخير، ايران عصر قاجار، نهضت سلفيه، اسدآباد، محمد عبده، ناصرالدين شاه، ميرزا رضا كرماني و ... به نحوي ارتباط پيدا ميكند. كشف اين رابطهها در هر موضوعي، دريچههاي جديدي براي تحقيق و منبعيابي به روي پژوهشگر باز ميكند.
براي اين امر، محقق نياز دارد به:
1. اطلاعات عمومي
2. درك نيازها و خلأها
3. سرعت انتقال ذهن و جولان ذهني
4. قدرت جمع بندي و نتيجهگيري ذهني و ... .
7. تفكر و انديشيدن
از منابع مهم انسان، استفاده از ذخاير فكر و انديشه و حافظه است. تنها نبايد در تحقيق روي مطالعات تكيه داشت، بلكه انديشمندي را هم بايد سهمي در اين امر تعيين كرد. انديشه انسان، گنجينه سرشار و دست نخورداهاي است كه درباره مسائل مختلف، ميتواند منبع باشد و هر چه بيشتر از آن كار بكشند و به كار و فعاليت وادارند، بازدهي افزونتري داشته باشد؛ مثل چاه آب كه هر چه بيشتر از آن آب استخراج كنند، جوشش بيشتري خواهد داشت و اگر راكد بماند، چه بسا بخشكد. « حافظه » نيز از منابع فراموش شده است. چه بسا مطالبي را قبلاً خوانده يا شنيده باشيم و در حافظه بايگاني شده باشد، كه نياز به « يادآوري » دارد و استفاده از آرشيو حافظه ... . گاهي شنيدن و خواندن چيزي حافظه را فعال ساخته، نكات بسياري در ذهن تداعي ميشود.
8. فيش برداري و يادداشت
در خلال پژوهش در اسناد و منابع يا كاوش از نمونههاي اجتماعي و ملموس يا تهيه گزارش و آمار، يا ثبت وقايع و مشاهدات و ... مطالبي را كه متناسب با « موضوعِ » مورد تحقيق است، بايد يادداشت كرد. برگههاي يادداشت، به نام فيش معروف است. روي هر برگه و فيش تحقيقاتي، بايد اطلاعات لازم را هم در كنار مطلب يا بالاي صفحه ثبت كرد؛ مانند: موضوع كلي، موضوع جزئي، نام و مشخصات دقيق منبع، شماره و تاريخ يادداشت و ... ميتوان از كد و علايم رمزي هم براي موضوعات استفاده كرد.
محقق ممكن است صدها هزار يا ميليونها برگه يادداشت و فيشهاي تحقيق داشته باشد كه هر كدام براي موضوعي و هدفي تهيه شده باشد. اطلاعاتي براي كار تحقيق، به كار ميآيد كه اين اوصاف را داشته باشد:
ـ عميق
ـ گسترده
ـ مطمئن
ـ كافي.
اطلاعات ما در فيشها بايد « سازمان يافته » باشد، و برخوردار از: نظم ظاهري ـ نظم باطني و معنوي.
ايجاد سيستم ارتباطات و بايگاني دقيق يافتهها و كشف شدهها و شماره و كد و علامت و ... به امر بهرهگيري از يادداشتها كمك ميكند.[1]
9. تنظيم
به مجموعه يادداشتهاي تحقيقي، در نهايت كار، بايد شكل و صورت مطلوب و قابل عرضه داد، كه نام آن را «تنظيم» ميگذاريم.
شرايط يك تنظيم خوب عبارت است از:
الف. دسته بندي اطلاعات
ب. جايگزيني آنها در بخشهاي مناسب
ج. پرهيز از فضل نمايي در دادن اطلاعات غير لازم، يا غير مربوط.
مطالب بدون دسته بندي و به هم ريخته، خود محقق و هم خوانندگان يادداشتها را گيج و خسته ميكند.
نامناسب بودن جاي هر مطلب، از ارزش و بهره دهي آن ميكاهد.
فضل فروشي در بيان و نقل مطالب غير لازم و غير مربوط هم، جز افزودن بر حجم نوشته و جز كاستن از جاذبه، ثمر ديگري ندارد.
بايد يادآور شد كه در مرحله تنظيم، مسأله « نگارش » هم به ميان ميآيد، كه روش و اصول خاص خودش را دارد و بحثي مستقل و مبسوط است، كه در پايان اين مبحث، نكاتي مربوط به آن خواهيم آورد؛ ولي در همين جا يادآوري ميكنيم كه پيكره نوشته تنظيم يافته ما بايد سه بخش: ( مقدمه ـ متن ـ نتيجه ) را باشد و توانسته باشد حقيقتهاي دريافت شده در تحقيق را به صورتي بليغ و رسا به ديگران انتقال دهد.
تحقيق در متون
در موضوعات مختلف، گاهي بايد متون خاص آنها را بررسي و مطالعه كرد تا مطلب مورد نظر را كشف نمود.
در اينجا با دو روش ميتوان كار كرد:
1. برخورد همراه با سؤال قبلي
2. برخورد آزاد.
منظور از روش نخست، اين است كه محقق، سؤال يا سؤالهاي خاصي را در ذهن خود داشته باشد و براي كشف جواب آنها متني را پژوهش و مطالعه كند.
منظور از روش آزاد، آن است كه محقق بدون سؤال خاص، متني را مطالعه كند، هرچه كه توجهش را جلب كرد و برايش جاذبه داشت آنها را يادداشت كند.
البته هر كدام از دو روش، محاسن و معايبي دارد. در روش اول گرچه سراغ يك متن و كتاب خاصّ رفتن، همراه با سؤال ذهني و گمشده خاص، بسياري از فرازها و مطالب را براي ما معني دارتر ميكند و موضوعات، به شكل خاصي براي محقق چشمك ميزند، ولي چون از زاويه خاصي به منبع نگاه ميكند، از بسياري چيزها غافل ميماند، گرچه آنها جالب باشد؛ مثل توريستي كه وقتي همراه دفترچه راهنما از يك شهر بازديد ميكند، موارد بسياري غير از آنچه در دفتر و كتابش هست، از نظرش دور ميماند. در روش دوم، نكات بسياري ممكن است به نظر بررسي كننده بيايد، ولي چون گمشده خاصّي را تعقيب نميكند، دستاورد تحقيقش كمتر باشد؛ مثل همان توريست كه همين طور در شهري باستاني به گردش بپردازد و مثل تاجري كه گاهي براي خريد جنس خاصّي به كشوري ميرود، يا همين طوري ميرود و ميگردد تا هر چه كه جالب بود بخرد.
ولي در مجموع، برخورد سؤالي با منابع مورد تحقيق، سازندهتر و ثمر بخشتر است.
در صورت امكان، اگر يك متن چندبار، و هر بار به قصد موضوعي خاص مطالعه شود، بهتر از آن است كه در يك مرور، چند موضوع را همزمان در نظر داشت؛ زيرا در اين شيوه هم موضوعات به يكديگر مخلوط و متداخل ميشود، هم گاهي بعضي از آنها از ذهن فرد، محو و فراموش ميگردد و هم كاوش و استقراي كاملي نخواهد بود؛ مثلاً اگر كسي در « ديوان حافظ » تحقيق كند، يك بار بخواند، به قصد يافتن قطعههاي تاريخي نسبت به عصر حافظ، يك بار براي كشف ديدگاههاي اعتقادي او، يك بار به نيت گردآوري تشبيهها و استعارههاي زيباي شعري، يك بار به قصد موضوعاتي كه در شعر حافظ مطرح است، يك بار با هدف يافتن اصطلاحات خاصي كه در زبان شعري حافظ به كار رفته، بار ديگر به قصد شناخت عرفان حافظ و ... . اين يك شيوه است ( كه البته موفقتر است، ولي وقت و حوصله بيشتري ميطلبد ) گاهي هم در يك مرور و مطالعه، همه اين محورها و ابعاد را همزمان و با هم بخواهد بررسي و استخراج كند. طبيعي است كه گاهي از بعضي غفلت خواهد شد و يا بعضي تحت الشعاع ديگري قرار خواهد گرفت.
به هر حال، در كار تحقيقي روي متون و منابع خاص درباره هر بحث و جمله و تعبير و فراز، هرچه بيشتر دقت و انديشه شود تا بيشترين مفاهيم و نكات جديد كشف شود، كار تحقيق، مفيدتر و جامعتر خواهد بود.
شرايط يك محقق
يك محقق، در كار تحقيقي نياز به مسائل زير دارد تا هم در كارش موفق باشد و به نتيجه مطلوب برسد، و هم نتيجه كارش براي ديگران داراي ارزش و اعتبار باشد:
1. حوصله و صبر
2. تتبع و كاوش در منابع
3. دقت، هم در فهم هم در نقل
4. امانت در نقلها و برداشتها
5. علم و اطلاع، نه فكر و ذوق. ( يعني: ملاك، ذوقيات نيست)
6. آشنايي به موضوع مورد نظر و مورد تحقيق
7. گم نكردن سرخط اصلي، هنگام سند يابي و پژوهش
8. ارتباط « يافته » ها با مطلوبها و « نياز » ها
9. برخورداري كار، از بررسي و استدلال و دقت، تا « تحقيق » شود و گرنه در مرحله تتبع خواهد بود. البته تتبع مقدمه تحقيق است.
10. برخورداري از زبان ساده و بيان رسا
11. دوري از تعصّب و غرض ورزي و انتقامجويي
12. پرهيز از پيشداوري و تحميل عقيده ( اين در بحث تحقيق در معارف اسلامي هم خواهد آمد.)
13. برخورداري از شهامت و صراحت در بيانِ يافتهها.
تلاش محقق براي كسب اطلاع و جمع آوري آگاهيهاي لازم براي موضوع مورد نظر، و پيگيري و حوصله او در كار و پشتكار وي، نقشي عمده در اين زمينه دارد.
تحقيق در مسائل اسلامي
براي تحقيق در مسائل اسلامي، شرايط و ضرورتهايي لازم است، به قرار زير:
1. آشنايي با زبان عربي
از آنجا كه مهمترين منابع ديني ما، همچون قرآن و حديث و تفسير و تاريخ و ... به عربي است، آشنايي با اين زبان، در حد قدرت بر فهم و برداشت مطلب از منابع، كليد راهگشاي اين وادي است و بدون آن، كار تحقيق ديني اعتبار كمتري خواهد داشت. گاهي محققان خارجي و مستشرقان براي تحقيقات اسلامي خود زبان عربي را فرا ميگيرند.
2. آگاهي كافي از معارف اسلامي
البته مراد، آگاهي كلي و آشنايي عمومي است؛ و بيگانه نبودن از كليات دين. همچنان كه اگر بخواهد در يك موضوع تاريخي يا فلسفي يا پزشكي تحقيق كند، لازم است تا حدي با اين مباحث آشنا باشد، تحقيقات ديني هم به چنين معلوماتي درباره اسلام نياز دارد.
3. اطلاع از تاريخ اسلام
حتي در موضوعات غير تاريخي هم، آگاهي يك محقق از تاريخ اسلام و مسلمين لازم است؛ زيرا در بسياري از موضوعات، برخورد با حوادث تاريخي پيدا ميكنيم و جهل به تاريخ اسلام،كار تحقيق را خام و كم اعتبار ميسازد. علاوه بر اين در متون تاريخي، مباحث غير تاريخي فراواني مطرح است كه ناديده گرفتن آنها روا نيست.
4. اطلاع از كتب و تفسير و نظر مفسّران
چون بسياري از مباحث ديني، ريشه در قرآن دارد، طبعاً مفسران هم در آن زمينهها بحث كردهاند.
[1] . به بخش « روش يادداشت برداري » در همين كتاب مراجعه شود.
روش تحقيق-3
از همين جا آگاهي به تفاسير و مسائل قرآني نيز ضرورت پيدا ميكند.
5. آشنايي با احاديث
به همان دلايل گذشته، جديث و آشنايي با آن از نيازهاي محقق اسلامي است، چون حديث، از مهمترين منابع پژوهشهاي ديني محسوب ميشود و محتواي احاديث نيز از تنوع خيره كنندهاي برخوردار است. منابع حديثي درياي ژرف و وسيعي است كه همه گونه گوهر در آن يافت ميشود.
6. آشنايي با منابع اسلامي
همچنانكه در بحثِ « تحقيق عام » گفته شد، « مأخذ شناسي » از شرايط اوليه كار يك محقق است؛ يعني اينكه بداند براي يافتن فلان مطلب، به چه كتب و منابعي بايد رجوع كند. اين نياز به كتابشناسي موضوعي دارد. مباحث اسلامي نيز اينگونه است و محقق بايد به عمدهترين منابع ديني آگاهي داشته باشد؛ به ويژه آگاهي از اينكه كدام موضوع در چه مأخذي است، كارسازتر است. در شناخت منابع و مراجعه به آنها، نبايد از ديوانهاي شاعران مسلمان، به ويژه علما و انديشمندان مسلمان و متفكران غفلت داشت مثلاً مولانا، اقبال و ... .
7. پرهيز از پيش رأي و آزادي از قيد عقايد شخصي
گاهي انسان در مسألهاي نظر خاصّي يا علاقه خاصي دارد و دلش ميخواهد نتيجه تحقيق و بررسي هم همان از كار درآيد كه دوست دارد. اينجاست كه در بررسي متون و تحقيق منابع ارزيابي مدارك، اِعمال نظر ميكند و پيشداوريها در نتيجه كارش تأثير ميگذارد.
« اصل بي طرفي » در تحقيق، شرط اعتبار نتيجه پژوهشهاست و تحميل عقيده خود بر منابع در كار تحقيقي، هم به گمراهي ميكشد و هم از اعتبار مياندازد. نتيجه چنين كاري، يا التقاط است، يا انحراف يا مسخ حقايق يا تحريف تاريخ و ... . بايد ديد منابع ديني چه ميگويد، نه آنكه نظرهاي از پيش تعيين شده خود را به نحوي از دل آيات و روايات و مدارك، بيرون كشيد. اين نوعي از التقاط است. درباره قرآن و نحوه برخورد ما با آن، از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ نقل است كه:
« مَنْ جَعلهُ اَمامَهُ قادَه اِلي الجَنّه وَ مَنْ جَعله خَلفَه ساقَه الي النّار »[1]
كسي كه قرآن را « پيشوا » ي خود قرار دهد، قرآن او را به بهشت رهبري ميكند و هر كس آن را پشت سر قرا ر دهد ( قرآن را به دنبال حرفها و نظرات خود يدك بكشد ) قرآن او را به آتش، سوق ميدهد.
( دقت در تعبير قاده و ساقه )
8. آشنايي با لغت و منابع لغوي
بدون لغت شناسي عميق، گاهي فهم و برداشت پژوهشگر از متون، غلط و انحرافي ميشود. در تحقيق، نبايد به محفوظات ذهني و ارتكازات، اعتماد كامل كرد. منابع لغوي، گاهي غير از توضيح مفهوم واژهها نكات ارزشمندي دارد كه دريغ است از نظر محقق دور بماند. تتبع و دقت لغوي محقق، بر غناي كار او ميافزايد.
منابع اسلامي
منابع اسلامي بسيار است. برخي پيرامون موضوعاتي خاصّ است، برخي مجموعهاي كه درباره مسائل اعتقادي، اخلاقي، تاريخي، تفسيري، شرح حال و ... حاوي مطالب است.
مهمترين منابعي را كه ميتوان براي « معارف اسلامي » به مفهوم عام آن بر شمرد، از اين قرار است:
1. قرآن، با تفسيرهاي متعدد و گوناگون آن از قديم و جديد، عربي و فارسي، شيعه و عامه، با مذاقها و شيوههاي گوناگون روايي، ادبي، عرفاني، كلامي، علمي و فلسفي.
2. نهج البلاغه، با شروح مختلف آن.
3. سنّت و حديث، ( احاديث قدسي، احاديث نبوي، احاديث ائمه )
4. كتب اربعه شيعه، كه از معتبرترين منابع شيعه و قديميترين آنهاست كه عبارتند از:
الف. كافي (كليني) اصول كافي، فروع كافي و روضه كافي
ب. تهذيب (شيخ طوسي)
ج. استبصار (شيخ طوسي)
د. من لا يحضره الفقيه (صدوق)
و نيز شرحهاي متععدي كه بر هر يك از اين كتب، در طول قرنها نوشته شده است (كه فعلاً جاي بيان آنها نيست).
5. وسائل الشيعه (20 جلد يا 30 جلد با تصحيح) (شيخ حر عاملي)
6. مستدرك الوسائل (چاپ جديد با تصحيح 18 جلد) (شيخ نوري)
7. بحار الأنوار (110 جلد) (علامه مجلسي)
8. سفينه البحار (2 جلد، چاپ جديد با تصحيح، 8 جلد) از محدث قمي ( كليدي براي مطالب بحار الأنوار.)
9. مستدرك سفينه البحار (10 جلد) نمازي شاهرودي
10. وافي (14 جلد، چاپ جديد با تصحيح تاكنون 21 جلد) (فيض كاشاني)
11. غررالحكم (2 جلد يا 7 جلد چاپ دانشگاه) (آمِدي)
12. محجّه البيضاء (8 جلد) (فيض كاشاني)
13. محاسن برقي (2 جلد) (ابو خالد برقي)
14. علل الشرايع (2 جلد) (صدوق)
15. تحف العقول (ابن شعبه حّراني)
16. احتجاج طبرسي (مرحوم طبرسي)
17. مكارم الأخلاق (طبرسي)
18. جامع احاديث الشيعه (21 جلد) (معزّي)
19. الحيه (6 جلد) (محمد رضا الحكيمي)
20. ميزان الحكمه (10 جلد) (محمدي ري شهري)
اينها بعضي از مهمترين كتب حديثي علماي شيعه است. كتب حديثي اهل سنت نيز فراوان است، ازجمله:
21. صحاح ستّه (يعني 6 كتاب معتبر و صحيح نزد اهل سنت كه عبارت است از:
صحيح بخاري؛ سنن تِرمذي؛ صحيح مسلم؛ سنن نسائي؛ سنن ابوداود؛ الموَطّأ.
22. كنز العمال (16 جلدي) مجموعه حديثي كه از منابع مختلف اهل سنت گردآوري شده است.
23. جامع الأصول من احاديث الرسول (11 جلد) ابن اثير
24. مجمع الزّوائد و منبع الفوائد (10 جلد) (هيثمي).
آنچه ذكر شد، به طور عمده در زمينه روايات است.
در هر يك از مباحثِ عقايد، فقه، اخلاق، شرح حال، تاريخ، فلسفه، عرفان، علوم قرآني، اصطلاحات علوم و ... نيز منابع عمده و معتبري وجود دارد كه مجال طرح و بيان بيشتري ميطلبد ( ‘ « راهنماي پژوهش » از مؤلف).
و از منابع مهم ديگر:
25. ادعيه اسلامي، چه صحيفه سجاديه و چه كتب دعاي ديگر، كه حاوي مطالب بسياري درباره معارف اسلامي است.
26. زيارات، متن زيارت نامههاي وارده از ائمه نيز منبعي براي معارف دين است.
شيوه استفاده از كتابخانه
اگر در تحقيقاتِ ميداني، حوزه فعاليت محيط بيرون است، در تحقيقاتِ كتابخانهاي سر و كار با آثار و منابع دركتابخانه است. از اين رو محقق بايد بداند كه در يك كتابخانه چه منابعي هست و چگونه به موضوع مورد نظر دست رسي پيدا كند. در اين زمينه ميتوان از اطلاعات كتابداران هم بهره گرفت.
براي مطالعه يك جامعه لازم نيست كه همه آن مشاهده شود بلكه در اغلب موارد مشاهدة جزيي از آن كافي است به تعبير ديگر در بيشتر تحقيقات، مشاهده نمونه اي محقق را به مقصود مي رساند. هدف اصلي از نمونه گيري بدست آوردن نمونه اي است كه معرف و نماينده مناسبي براي جامعه باشد. محقق آشنا با نمونه گيري و طرحهاي نمونه اي قادر است نمونه را چنان برگزيند كه معرف جامعه باشد از اين رو مي توان گفت نمونه گيري به روش هايي اطلاق مي شود كه در تحقيقات اجتماعي براي انتخاب افراد يا واحدهاي تحليل بكار مي رود و در تحقيقات پيمايشي، نمونه گيري عبارتست از روشي كه از طريق آن پاسخگويان براي تحليل انتخاب مي شوند.
مزاياي نمونه گيري
1ـ كاهش هزينه: چون حجم داده هاي نمونه اي نسبت به حجم جامعه كوچك است به طور حتم هزينه تهيه آنها به مراتب كمتر از هزينه سرشماري است. 2ـ افزايش سرعت كار: چون حجم نمونه بسيار كمتر از حجم جامعه در سرشماري است گرد آوري و تلخيص داده ها با سرعت بيشتر، يعني با صرف وقت كمتر انجام مي شود. اين مزيت خصوصاً وقتي كه كسب نتايج و تهيه اطلاعات جنبه فوريت دارند مزيتي مهم است. 3ـ بالا بودن ميزان درستي كار: چون براي انجام نمونه گيري به دليل كم بودن حجم كار نسبت به سرشماري، امكان آموزش افراد براي انجام مصاحبه ها و يا اندازه گيريها وجود دارد، ميزان درستي نتيجه كار اين افراد در مقايسه با سرشماري بيشتر است.
مفاهيم پايه
جامعه آماري: منظور مجموعه افراد يا واحدهايي است كه در نهايت مي خواهيم نتايج را به آن تعميم دهيم. در مسأله نمونه گيري معمولاً جامعه متناهي است و تعداد عنصرهاي آن را حجم جامعه مي نامند. كار مهم محقق اين است كه با دقت و به صورتي كامل جامعه را تعريف كند.
نمونه
بخشي از جامعة تحت بررسي است كه با روشي از پيش معين شده انتخاب مي گردد به قسمي كه به كمك آن با توجه به روش انتخاب، مي توان استنباطهايي درباره كل جامعه انجام داد. فرايند انتخاب نمونه، استخراج نتايج و استنباطهاي حاصل را بررسي نمونه اي گويند. بررسيهاي نمونه اي را به دو نوع رده بندي مي كنند. توصيفي و تحليلي، در بررسي توصيفي، هدف صرفاً كسب اطلاعاتي درباره گروههاي بزرگ است مثلاً درصد زنان و مرداني كه يك برنامه تلويزيوني خاص را مي بينند. در بررسي تحليلي، بين زير گروههاي متفاوت جامعه، براي كشف تفاوتهاي آنها مقايسه هايي صورت مي گيرد. يا فرضهايي را دربارة تفاوتهاي موجود بيان كرده و درستي يا نادرستي آنها را آزمون مي كنند.
واحد نمونه گيري
واحدهاي نمونه گيري مجموعه عنصرهايي از جامعه هستند كه اجتماع آنها كل جامعه را تشكيل مي دهند. مثلاً در نمونه گيري از افراد يك شهر، هر فرد شهر را مي توان يك واحد تلقي كرد در صورت لزوم هر خانوار را مي توان يك واحد در نظر گرفت .
مراحل اصلي در يك بررسي نمونه اي
1ـ مشخص كردن هدف : هميشه بايد دربارة هدفهاي بررسي حكمي روشن و گويا در دست باشد.
2ـ مشخص كردن جامعة مورد نمونه گيري: جامعه اي را كه مي خواهيم از آن نمونه بگيريم با يد دقيقاً تعريف كنيم با اين تعريف متغير تحت بررسي مشخص مي شود البته تعريف دقيق جامعه هميشه امكان پذير نيست.
3ـ مشخص كردن درجة دقت مطلوب: نتايج يك بررسي نمونه اي هميشه با عدم حتميت همراه است زيرا اولاً بخشي از جامعه مورد اندازه گيري قرار گرفته است، ثانياً اندازه گيريها با خطا همراه اند. ميزان عدم دقت را مي توان با افزايش حجم نمونه و با استفاده از وسايل دقيقتر اندازه گيري و گماردن افراد خبره براي انجام كار، تقليل داد. مسلماً اين كار با افزايش هزينه و با صرف دقت بيشتر انجام مي شود و اين افزايش هزنيه و صرف دقت بيشتر، نسبت مستقيم با ميزان دقتي دارد كه مايليم برآوردهاي مورد نظر داشته باشند بنابراين مشخص كردن درجه دقت مطلوب برآوردها گامي مهم در اجراي نمونه گيري است اين تشخيص ميزان دقت، وظيفه استفاده كنندگان از داده ها و برآوردهاست.
4ـ انتخاب روش نمونه گيري: با انجام مراحل بالا، به مرحله اي مي رسيم كه بايد واحدهاي نمونه را از بين واحدهاي جامعه انتخاب كنيم براي انتخاب نمونه، طرحها، روشهاي متعددي وجود دارند. با توجه به هدف مورد نظر، اندازه واحدها و ميزان تغيير آنها روش خاصي مناسب مي باشد.
5ـ روشهاي اندازه گيري: در هر بررسي نمونه اي، براي اندازه گيري واحدهاي نمونه تهيه ابزار اندازه گيري و مشخص كردن روشهاي اندازه گيري از اهميتي خاص برخوردار است. ممكن است بررسي نمونه اي صرفاً به وسيله پرسشنامه و يا به وسيله مصاحبه با طرح سئوالاتي انجام شود كه از پيش تعيين شده اند. مصاحبه ممكن است حضوري، يا با تلفن و يا تركيبي از هر دو صورت گيرد در هر حال پرسشنامه يا مصاحبه هم وسيله اي براي اندازه گيري هستند.
6ـ آموزش آمارگيران: در بررسيهاي نمونه اي، اغلب با مسائل خاص حرفه اي رو به رو هستيم لذا آمارگيران بايد قبلاً دربارة هدف نمونه گيري، واحد نمونه گيري، روشهاي اندازه گيري و ساير مسائل آموزش ببينند.
7ـ پيش آزمون: لازم است كه قبل از انجام نمونه گيري، براي بررسي كارايي پرسشنامه و روش كار و مشكلات اجرايي، عمل نمونه گيري را در مقياس كوچك انجام دهيم اين نمونه گيري با حجم كوچك مقدماتي، نتايجي به دست مي دهد كه بر اساس آنها مي توان پرسشنامه ها را اصلاح كرد، به آمارگيران آموزش تكميلي داد، در مورد زمان لازم براي نمونه گيري اصلي برآوردي به دست آورد، هزينه عملي نمونه گيري را بازبيني نمود و در نتيجه از بروز اشكالات عمده در نمونه گيري اصلي كه حجمي زياد دارد جلوگيري كرد اين فرآيند را پيش آزمون مي نامند. 8ـ گرد آوري داده ها: براي گرد آوري داده ها معمولاً از پرسشنامه استفاده مي كنند تهيه متن پرسشها از نظر تطبيق با اهداف، ايجاد انگيزه براي پاسخ و جلوگيري از ايجاد انحراف در پاسخ كاري فني است و بايد پرسشنامه به وسيله افراد خبره تهيه شود.
9ـ پردازش داده ها: اولين گام در اين مقطع آماده كردن پرسشنامه هاي تكميل شده و يا هر نوع دادة ديگر براي
